اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )

139

خُفى علائى ( خف علائى يا الخفية العلائية ) ( فارسى )

زعفران در كوبسته ؟ نهاده باشد مقدار يك مثقال زعفران و هر روز يك طسوج جندبيدستر و يك طسوج سيه دانه ( Nigella - Seeds ( آريانپور ) خرد بكوبند و در بيني ميدمد ، و غذا ، نخودآب به مرغ پخته مىخورد ، و بگيرند : بوره سه درم ، نوشادر يك درم ، پوست بيخ كبر پنج درم ، بكوبند و باسكنگبين بدان غرغره كنند و تا چهل روز نگذرد هيچ دارو در بيني نشايد چكانيد . سرگشتن 100 به تازي " دوار " گويند و " سدر " نيز گويند . و اين علتي است كه مردم ، چون بر پاي خيزند ، چشم ايشان تاريك شود و بيم باشد كه بيفتند و جهان گرد او در ميگردد . و سبب خاص تر بدين علت خلطي باشد اندر تجويف دماغ و بهر حركتي بخاري از آن خلط برخيزد و اندر منفذهاي دماغ بگردد . و بسيار باشد كه خلط اندر " معده " باشد ، يا اندر " رحم " يا اندر " گرده " و " مثانه " و به سبب مشاركت دماغ بر آيد . علامتهاي آن اگر ماده اندر تجويف دماغ باشد ، دوار لازم آيد ، و اگر از عضوي ديگر بر مىآيد ، نشان آفت آن عضو پديد آيد ، پس " دوار " حادث گردد . علاج آن ( 1 / 173 ) اگر ماده اندر دماغ باشد ، حب صبر و ايارج فيقرا و حب قوقويا و حب اصطمخيقون دهند ، و اگر به مشاركت معده باشد " قي " فرمايند ، و از پس " قي " ، معده را باطريفل كوچك و گلشكر و مصطكي و عود ، قوت دهند ، پس غرغره و عسطه فرمايند ، و اندر طعام ، گشنيز خشك ، يا تر ، به كار دارند . و اگر ماده ، صفراوي باشد ، معده را از پس " قي " به شراب غوره و شراب ليمو و مانند آن قوت دهند . و اگر دماغ سخت ضعيف باشد ، بامداد و شبانگاه پست جو و اندكى گشنيز خشك ، بريان كرده با شكر بياميزند و لختى روغن گل يا روغن بنفشه برچكانند و بدهند . و از ميوه ها ، سيب و آبى ( به ) و انبرود ( گلابي ) موافق بود 101 ، و در " سرگشتن " و " كابوس " از غذاهاي بخار كننده ، چون سير و پياز و باقلي و گندنا و مانند آن پرهيز بايد كردن ، و به حب صبر با ايارج فيقرا و شحم حنظل يا قوقايا استفراغ كنند . صفت حب صبر بگيرند : هليله زرد و گل سرخ از هر يكى يك درم ، حب كنند و آب مقل . و اگر در معده خلطي باشد ، " قي " فرمايند ، و از پس " قي " ، گلشكر با مصطكي و عود دهند ، مصطكي نيم درم با اطريفل كوچك دهند ، و در غذاها گشنيز خشك كوفته با دارجيني آميخته دهند .